همه چیز غیر از خدا، محسوس است و توهماتی به نام مجردات وجود خارجی ندارد! حتی فرشته، روح، جن، ابلیس، هوش، عقل و احساس محسوس هستند. همان طور که نابینایان اشیاء را نمی بینند، انسان های معمولی نیز فرشته را نمی بینند. اما انبیاء الهی که دارای روح القدس هستند فرشتگان، اجنه و ابلیس را می بینند.
همه چیز غیر از خدا مادی، محسوس و مشمول ابعاد و در سیطره زمان و مکان محصور هستند. واهمه از خطر سقوط در بینش طبیعت گرایان و دهریون و ترس از اتهام مارکسیسم و ماتریالیسم، منجر به سقوطی هولناک در مغاکی به نام متافیزیک و توهماتی بنام مجردات، مثل افلاطون، عقول عشره، صادر اول، و صدور و فیضان و تجلی از ذات خداوند گردیده است!
در هستی شناسی جز خدا هیچ موجود غیر فیزیکی و غیر محسوس وجود ندارد. انتزاعیات فلسفی و عرفان های کذایی واقعیت یکپارچه جهان هستی و ضرورت انضمامی حیات و زندگانی را به دوئالیسم های فیزیک و متافیزیک، به طبیعت و مابعد الطبیعه، به جهان بود و نمود جراحی و تفکیک نموده اند. غیر از خدا متافیزیک و مابعد الطبیعه و مجرد و غیر محسوس، اساسا وجود خارجی ندارد. هستی و کائنات و هر چه که در او هست بدون استثناء متغییر و دارای ابعاد و مشمول زمان و مکان هستند. یا مادّه است و یا مادّی، حتی فرشتگان. تنها تفاوتی که هست در فشردگی و بساطت است، هر چه هست جسم است یا جسم کثیف و یا جسم لطیف. حتی روح، هوش و عقل.
بنابر این توهماتی بنام مجردات، متافیزیک، مابعد الطبیعه و غیر محسوس وجود ندارد و در همین راستا قرآن نیز انسان را به نگریستن و مطالعه در آیات و نشانه های موجود و محسوس و تجربی دعوت می فرماید، و این یافته های علمی و کیهان شناسی نیز غیر از مطالعه در آیات و نشانه های الهی نیست. تنها چیزی که در این باره نیاز هست احترام به تلاش علمی دانشمندان هست که براستی به دست آورد های شگرفی انجامیده است. منتها نیازمند چینش درست این پازل هاست تا تصویری زیبا از طبیعت بکر و باطراوت جهان هستی داشته باشیم.
آنچه این چینش ها را متشتت و پراکنده می نماید ریسمان نادرست، راهی ناهموار و جاده سنگلاخی است، که گناهش دقیقا به عهده مکاتب فلسفی و عرفان های کذایی است. وگرنه دانه به دانه یافته های علوم تجربی خود دلیل و برهانی است قاطع بر وجود پروردگار بزرگ و اگر به ریسمان صحیحی چیده شود، دردانه های تسبیح و ذکر پرودگار است.
قرآن انسان را به شناخت از پایین، از زمین و خاکی که بر آن پا نهاده ایم، از پدیده حیات و از عظمت ناچیز ترین ذره های ریسمانی، وعلوم تجربی دعوت به تفکر و شناخت می نماید. نه از آسمان های موهوم و عوالم انتزاعی مجردات. و از گذر شناخت این راه هموار در زمین است که می توان به آسمان پر ستاره رفت و عظیم ترین کرات و کهکشانها را رصد کرد و به شناختی دقیق از طراح و مهندس بی همتای کائنات رهنمون گشت.
آنانی که از لاهوت و ماهوت و ناسوت هپروتی ساخته اند و به ابداع و اختراع عالم مجردات دست یازیده اند دقیقا همانا ره آورد های علوم تجربی را بیراه ساخته اند. ریسمانی و نردبانی از نزول مجردات بر ساخته اند، عقول عشره و صادره اول بافته اند!! و این چنین آفرینش را انتزاعی، ایده آلیستی با انبوهی از توهمات خیال انگیز، ناهموار و غیر قابل دسترس ساخته اند.
نمونه بارزی که مجردات نام نهادند، نور و فرشته ها و نفوس و عقول است، در زمانی که مادی بودن نور و انرژی مسلم است و تسخیر ارواح و تلی پاتی و هیپنوتیزم و ... وجود روح را عینی و بصری ساخته است، هنوز هم کسانی هستند که در دگماتیسم اعصار گذشته گرفتارند و درجمود فکری عصر یخبندان مدفون هستند!
همانطور که مایع ازجامد لطیف تر است، بخار و گاز نیز از مایع بسیط و فررار تر هست، به همان میزان و با شدت و ضعف از جسم کثیف به جسم لطیف، روح فی المثل از نور وگاز بسیط تر هست و همین طور عقل و فرشته ها از نور. تنها مجرد از زمان و مکان، خالق زمان و مکان هست. مگر نه این است که فرشته ها در همین ظرف زمان و مکان بر حضرت ابراهیم ظاهر شدند؟ مگر نه این است که ابلیس بر انبیا ظاهر شده است؟ مگر نه این است که چنین ظهوری سنخیت با زمان و مکان دارد؟ مگر ظهور غیر از بعد داشتن هست؟
در یک عبارت متناقض که اگر فرشته ها مجردند، چرا مونث و گاه مذکر تصویر می شوند؟! این تصور لابد از تصاویر و پرتره های رافائل بوجود آمده که فرشته ها همیشه مونث اند! در این میان هم پیکر های یونانی فرشته ها را برهنه می سازد، هم هنر مقدس قرون وسطایی هم هنر با نشاط رونساس و اکنون ما!
همیشه خدا یک پای این وسط لنگه! در این میان یا آنهایی که می گویند فرشته ها مجردند دارند ما را اغوا می کنند یا این تصاویر با مضامین مقدس، یا اسلام که همیشه آنها را به صورت مرد در حضور انبیا به تصویر می کشد!
هر چیزی غیر از خالق کائنات مادی است، حالا در هر بعدی... شما بفرما END بعد: هر چند هر آغازی پایانی دارد و محدودیت دلیل بر حصر آن چیز است.
در برخی مراکز علوم غریبه و غیر مترقبه در قالب پلاسما های شفاف ارواح را به صورت های بصری و عینی نشان می دهند، و بالعکس فرد با روحی آزاد و بسیط به سفرهای گذشته در بعد های زمانی می رود ... هر چند ورود به این امور در اسلام نهی شده و حرام است. اما اگر تصور شود که فی المثل تصاویر سینمایی بر روی پرده سینما بعد ندارد، آن چیز دیگری است...!
و از همین رو ظهور فرشته ها و جبرائیل و حتی شیطان بر انبیا فارغ از زمان و مکان نیست. و چون به نوعی با زمان و مکان سنخیت دارد قابل ظهور است به طوری که حتی سران و رهبران کابالیست ها و فرقه های فراماسونری به ارتباط مستقیم و حضوری و فیزیکی با رهبرشان ابلیس معترفند.
اگر براستی فرشته ها مجردند از هر بعد و چیزی چرا در صورت های مادی نور و یا با هر چیز و در شکلی که قابل تصور باشد، قابل روئیت و لذا دارای تصویر و بعد هستند، به چه دلیل؟ تصور این مطلب که فرشته ها در شکل و در قالب هر چیز دیگری بوده، مهم نیست مهم این است که در قالب بوده است و قالب یعنی دارای ابعاد. لازم نیست به ابعاد چهار گانه قائل باشید شما بفرما بی انداز بعد، بعد بعد است.
اندازه گیری رنج های بشری و شادی ها و غصه ها که به نظر مادی نیست، اما آنجا که احساسات بر جسم اثر می نهد آن را شاداب و فربه می سازد و یا زار و نحیف... و چه می شود اگر روزی از همین پریشانبافی های انسان در خواب و رویا فیلمبرداری شود... چیزی که دیری نیست تا اتفاق افتد!
نقطه و خط دارای بعد هست و قابل تقسیم، حتی غیب هم یک چیز عدمی نیست! یک چیز موجود و محسوسی هست که مراتب دارد. این کودکانه است چون چیزی را نمی بینیم و یا لمس نمی کنیم و در میان اوباش حواس پنجگانه آن را در نمی یابیم بگوییم غیب است و ابعاد ندارد... نور مادون قرمز برای ما نامریی است به عبارتی غیب است اما برای برخی حیوانات مرئی است.
اگر امروز یک فرد اسکیزوفرنی! پشت دیوار همسایه را اسکن می کند، و یا با اشعه یا اسکنری قوی اندام برهنه و کشیده و موزون دخترکی را از پشت ژاکت پشمالویش عریان می سازد! قطعا این موضوع و موضوعاتی همچون کنترل از راه دور، ارتباطات دیجیتالی و اینترنت و در گذشته ای نچندان دور جزور امور غیبی بود.
بنابر این غیب به این معنا درجاتی دارد، برخی آن را الهام گونه بیان می کنند، در مواردی کافرین و کاهنانی هستند که به اذن شیطان و اجنه خبر از غیب هم می دهند و البته انبیاء الهی در درجه عالی ترین مقام به اذن پروردگار با روح القدس عالم بالغیب هستند.


