گفت وگوی همشهری جمعه با حجت الاسلام و المسلمین ری شهری : در ابتدای گفتگو براین نکته تأکید داشت که حدیث شریف کسا از احادیث صحیح و مورد اتفاق شیعه و سنی است و تردیدی در صحت و صدور آن از پیامبر خدا صلی الله علیه آله و سلم نیست. به طور مفصل این مطلب را در کتاب اهل بیت در قرآن و حدیث، شرح داده ام.
س: پس محل اختلاف کجاست؟
ج: توجه کنید، من گفته ام، آنچه در پایان کتاب مفاتیح الجنان به عنوان حدیث کسا آمده است، آن حدیث کسایی نیست که در کتب معتبر روایی شیعه و سنی نقل شده است.
اما، «محدث قمی» مؤلف مفاتیح الجنان از حدیث شناسان بزرگ تاریخ شیعه بوده، حتی در اظهار نظری، خود ایشان، بالای منبر در فیضیه قم گفته بود – در حضور آیت الله «حاج شیخ عبد الکریم حائری» - امروز در قلمرو تشیع، محدثی مثل مرا ندارید و آیت الله حائری نیز تصدیق کرده بود، چگونه چنین حدیثی در مفاتیح یافت می شود؟
از قضا، موضوع بحث همین جاست، خیلی ها که به اقدام آستان مقدس در حذف این حدیث کسا از مفاتیح معترض بودند، گفتند که چرا در کتاب محدث قمی تصرف کرده اید. در حالی که در مفاتیح تألیف «شیخ عباس» این حدیث وجود ندارد.جالب اینجاست که ایشان در کتاب دیگر خود، منتهی الآمال درباره این موضوع چنین آورده است: اما حدیث معروف به حدیث کسا که در زمان ما شایع است، به این کیفیت در کتب معتبره معروفه و اصول حدیث و مجامع متقنه محدثان دیده نشده و می توان گفت از خصایص کتاب«منتخب» است.
س: پس چگونه این حدیث به مفاتیح راه یافته است؟
ج: این حدیث را ناشران ناآگاه، به میل خود به مفاتیح الجنان افزوده اند و حالا که می گوییم مفاتیح الجنان باید مفاتیح الجنان باشد، از هر سو فریاد بلند می شود که: چرا؟! به ناشران توصیه می کنم این کتاب را بدون ملحقات غیر مؤلف چاپ کنند؛ البته وزارت ارشاد هم وظیفه دارد، از چاپ این کتب مفاتیح که برخلاف نظر مؤلف است جلوگیری کند.
ظاهراً کتاب دعای دیگری در همان دوره مرحوم محدث قمی رواج داشت، به نام«مفتاح الجنان» که مطالبی ناروا به آن افزوده یا کاسته شده بود که موفق و معتبر نبوده است.گویا ایشان از بابت دخل و تصرف در مفاتیح نیز نگرانی داشته است؟
بله،این عجیب است که ایشان پیش بینی دخل و تصرف در مفاتیح را کرده بود،در پایان کتاب مفاتیح چنین می نویسد: این گنهکار رو سیاه، عباس قمی عفی الله عنه، بعد از آنکه به عون الله کتاب مفاتیح الجنان را تألیف کردم و در اقطار منتشر گشت، به خاطرم رسید که در طبع دوم آن، بر آن زیاد کنم دعای وداعی برای ماه رمضان و.... به واسطه کثرت حاجت به اینها، لکن دیدم هر گاه این کار را کنم، فتح بابی شود برای تصرف در کتاب مفاتیح و مجوزی شود که، بعضی از فضولان بعد از این در آن کتاب، بعضی از ادعیه دیگر بیفزایند یا از آن کم کنند و به اسم مفاتیح الجنان در میان مردم رواج دهند، چنان که در مفاتیح الجنان مشاهده می شود، لاجرم کتاب را به همان حال خود گذاشتم و این هشت مطلب را بعد ازتمام شدن مفاتیح، ملحق به آن کردم و به لعنت خداوند قهار و نفرین رسول خدا و ائمه اطهار علیهم السلام واگذار و حواله کردم کسی را که در مفاتیح، تصرف کند».
اکنون باید خطاب به روح بلند ایشان گفت: ای محدث بزرگوار سر از خاک بردار و با کمال شگفتی ببین که با همه پیش بینی ها که برای پیشگیری از دخل و تصرف در مفاتیح کرده بودی، آنچه را معتبر نمی دانستی، با نام «حدیث صحیح» به آن افزوده اند.
س: پس آن حدیث کسای معتبر که اشاره کردید قطعی الصدور و صحیح است، درچه کتبی نقل شده است؟
ج: آن حدیث از نظر سند هیچ گونه خدشه ای را نمی پذیرد و محدثان بزرگ آن را در کتب خود نقل کرده اند،این حدیث دراصطلاح مستفیض است و حتی با تحقیقی گسترده می توان ادعای تواتر در آن کرد و قرائن بسیار وجود دارد که اگر کسی با تاریخ اسلام آشنا باشد،نمی تواند در وقوع آن تردید کند.البته هیچ یک از احادیثی که در باره رویداد کسا رسیده است آن را به طور کامل بیان نکرده است و هر یک به بخشی از آن اشاره دارد. این احادیث در کتب الخصال، بحارالانوار، مجمع البیان، الغدیر،تفسیر طبری، مسند ابن حنبل، الفصول المختاره، ذخائر العقبی، الصواعق المحرقه، نیابیع الموده، امالی الطوسی، امالی الصدوق و کتاب های دیگر ذکر شده است.
س: آیا می توان با استفاده از این احادیث روایت کاملی از رویداد کسا ارائه کرد؟
ج: این رویداد در جامعه اسلامی به قدری معروف شد که روز وقوع آن،روز کسا نامیده شد و پنچ تن پاکی که مشمول عنایت خاص الهی در آن روز شدند،اصحاب کسا لقب گرفتند.با بهره از روایات متعددی که در باره این واقعه ذکر شده می توان این رویداد را چنین تشریح کرد:
روزی پیامبر اسلام صلّی الله علیه و آله و سلّم به خانه همسر خود امّ سلمه می رود، ایشان به امّ سلمه تأکید می کند به هیچ کس اجازه ورود ندهد، اما فاطمه سلام الله علیها، دختر پیامبر که برای پدر عصیده (غذایی شبیه کاچی) تهیه کرده بود وارد شد. امّ سلمه می گوید نتوانستم مانع ورود فاطمه شوم»، البته منع پیامبر شامل فاطمه نمی شد، بلکه پیامبر خانه را به خاطر فاطمه و همسر و دو فرزندش خلوت کرده بود. پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم به دخترش فرمود: «برو و همسر و دو فرزندت را هم بیاور» فاطمه سلام الله علیها بی درنگ به منزل بازگشت و طولی نکشید که همراه همسر و دو فرزندش، که کودک بودند، به خانه پدر وارد شد. امّ سلمه با اشاره رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم برخاست و در کناری مشغول نماز شد.
مجلس کاملا خصوصی شد،مجلس انس و قدس،رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم با علی علیه السّلام که او را نفس خود می دانست و فاطمه سلام الله علیها که وی را جزئی از وجود خود معرفی می کرد و دو فرزندش حسن علیه السّلام و حسین علیه السّلام که آنها را ریحانه خود نامیده بود، کنار سفره فاطمه سلام الله علیها نشستند.
عادت پیامبر این بود که بدون همسرش غذا نمی خورد، ولی امروز وضع به گونه ای دیگر است و سفره سفره ای دیگر. اگر امروز امّ سلمه براین سفره بنشیند. فردا سخن خدا در باره اهل بیت علیهم السّلام پیامبر به گونه ای دیگر تفسیر خواهد شد.از این رو پیامبر استثنائاً از همسرش دعوت نمی کند. سپس پیامبر کسای خیبری (عبایی از بافته های مردم خیبر) را بر سر داماد و دختر و فرزندانش می کشد و با دست راست به آسمان اشاره می کند و می فرماید: «اللهم هولاء اهل بیتی،اللهم اذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا»: «خدایا ! اینان اهل بیت من هستند، پس هرگونه پلیدی را از آنها دور کن و کاملا پاکشان گردان.»
این روایت طبری است، اما در مسند ابن حنبل دعای پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم این گونه نقل شده است: اللهم هولاء اهل بیتی و خاصتی،اللهم اذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا». «خدایا! اینان اهل بیت و خواص من هستند، خدایا هرگونه پلیدی را از آنها دور کن و کاملا پاکشان گردان !»
و در روایت دیگری آمده است که پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود: اللهم ان هولاء آل محمد فاجعل صلواتک. برکاتک علی محمد و علی آل محمد انک حمید مجید»: «خدایا!اینان خاندان محمد هستند، پس درورد و برکات خود را بر محمد و خاندان محمد قرار ده که تو ستوده بزرگواری.»
آنگاه جبرئیل امین نازل شد و این آیه را که بعدها آیه تطهیر نام گرفت خواند: «انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا.»:«همانا خداوند، می خواهد پلیدی را از شما دور کند و شما را به کلی پاک دارد.» (احزاب33)
تا اینجا امّ سلمه در کنار اتاق، کم و بیش ناظر این رویداد نورانی و معنوی بود که دیگر تاب نیاورد، جلو آمد و گوشه کسا را بلند کرد، تا او نیز از این فضای نورانی بهره مند شود، ولی پیامبر با قاطعیت، کسا را از دست او کشید و مانع از ورود او به فضای اهل بیت قرآنی خود شد.
س:به چه سببی این رویداد مکرر نقل شده و در کتب فریقین به تفصیل آمده است؟
ج: تأمل در متن واقعه کسا و احادیثی که در این موضوع وارد شده است به روشنی اثبات می کند که این واقعه، آن گونه که برخی از نویسندگان تصور کرده اند، یک رویداد معمولی که بعدها اهمیت پیدا کرده باشد، نیست. بلکه به سبب ارتباط آن با نزول آیه تطهیر،یکی از استثنایی ترین رویدادهای تاریخ زندگی پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم در زمینه معرفی پیشوایان و راهنمایان آینده جامعه اسلامی است. نقل شده که پیامبر تا پایان عمر پر برکتش، اصحاب کسا را شبانگاهان تا سپیده دم دعا می فرموده و آنها را اهل بیت علیهم السّلام می خوانده است.
در برخی احادیث،محل وقوع رویداد را خانه برخی دیگر از همسران پیامبر ذکر کرده اند،
س:آیا به طور قطع می توان گفت که رویداد در خانه ام سلمه واقع شده است؟
ج: تأمل در مجموع روایاتی که در این باره وارد شده اثبات می کند که نزول آیه تطهیر و رویداد کسا، بی تردید در خانه ام سلمه واقع شده است. عایشه نیز به این حقیقت اعتراف دارد، چنان که از ابو عبدالله جدلی روایت شده که گفته است: بر عایشه وارد شدم و گفتم آیه تطهیر در کجا نازل شده است؟ او گفت:در خانه ام سلمه.در روایت دیگری ام سلمه می گوید: اگر از عایشه بپرسی،خواهد گفت که این آیه در خانه من نازل شده است. شیخ مفید نیز می گوید: از عمر درباره این آیه سؤال شد و او گفت: در باره آن از عایشه سؤال کنید و عایشه گفت: این آیه در خانه خواهرم امّ سلمه نازل شده است.
برخی از محدّثان اشاره کرده اند که این رویداد تکرار شده است و اشخاصی مانند عایشه و زینب دختر امّ سلمه از پیامبر تقاضایی مشابه تقاضای امّ سلمه داشته اند.
این احتمال، بعید به نظر می رسد، ممکن است آنها هم شاهد ماجرا بوده اند و از پیامبر خواسته اند مشمول جریان کسا شوند ولی پیامبر به تقاضای آنها پاسخ منفی داده اند.
این حدیثی که به عنوان حدیث کسا در پایان مفاتیح ذکر شده، حتما از منبعی نقل شده است، آیا چنین نیست؟
تا آنجا که من می دانم، نخستین کتاب که این حدیث را بی سند نقل کرده است، همان طور که محدث قمی در منتهی الامال اشاره کرده،کتاب منتخب طریحی است. یعنی از صدر اسلام تا حدود هزار سال بعد، از این حدیث هیچ اثری در کتب حدیث دیده نمی شود. شگفت انگیز اینکه این حدیث بی سند در حاشیه نسخه خطی کتاب عوالم العلوم،با سند می شود.
سند مفصلی که به جابربن عبدالله انصاری می رسد که او از حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها حدیث را روایت می کند.در حالی که «سید هاشم بحرانی»که این سند منسوب به اوست این حدیث را در کتابهای خود «تفسیر البرهان و غایه المرام» نیاورده است. با اینکه او در این کتاب ها به جمع احادیث همت داشته است،نه ارزیابی و تصحیح آنها،بلکه آنچه او در این کتاب ها آورده از نظر سند و متن، مخالف چیزی است که به او نسبت داده شده است.نکته دیگر اینکه، بسیار ی از محدثان بزرگ شیعه همچون کلینی، طوسی، مفید و طبرسی و ابن شهر آشوب که در این سلسله سند نامشان ذکر شده است، در کتب خود حدیث کسا را به همان گونه ای آورده اند که به آن اشاره کردیم و مخالف متن حدیث کسای شایع است.
س: غیر از این موارد که اشاره شد، آیا اصرار به حذف حدیث کسای غیر معتبر از انتهای مفاتیح دلیل دیگر ی هم دارد؟
ج: بله،نخست اینکه اگر در جایی غیر از مفاتیح این حدیث منتشر می شد،ما فقط اعلام می کردیم که حدیث غیر معتبر است.اما وظیفه ما و همه کسانی که از این ماجرا مطلع می شوند،این است،که این حدیث را از این کتاب حذف کنند چرا که مطابق آنچه گفتیم، نظر مؤلف بر این بوده که چیزی به کتاب اضافه نشود.
نکته مهم تر اینکه حدیث کسای معتبر، چون اشاره به وقوع رویداد در خانه امّ سلمه دارد، یکی از مستندات شیعه برای اثبات این است که اهل بیت علیهم السّلام در آیه تطهیر ناظر به همان پنج نفر آل عباست و زنان پیامبر را آنچنان که برخی از مفسران اهل سنت گفته اند، شامل نمی شود. در حالی که حدیث کسای غیر معتبر چون وقوع رویداد را در خانه حضرت فاطمه سلام الله علیها می داند، قابلیت چنین استنادی را ندارد.