سرزمين محشر
طول مدت برزخ ـ چگونگي بازيابي حيات
اكنون داستان به جايي رسيده است كه صور اول نبأ عظيم دميده شده و آسمان جديد تولد يافته و از مواد متعالي قشر جديدي ساخته شده. و اينك ذرات فراش در جاي جاي قشر جديد قرار گرفتهاند. در طول زمان مديدي به روي قشر جديد كه كرة بسيار بزرگي است، راه يافته و در «اديم» آن قرار دارند.
از سلسله بحثهاي پيش. معلوم است كه مراد از اين كره بزرگ سطح همان آسمان جديد است كه خود كرهاي است و در درونش ميلياردها كهكشان و منظومه و كره كه با صور دوم به چرخش ميافتند.
و ظاهراً نبايد نيازي به تكرار بحثهاي گذشته باشد. و در روايات سرزمين محشر داراي وسعت شگفتانگيزي معرفي شده است.
در تلقي عاميانه تصور ميكنند كه محشر در روي همين كره زمين خواهد بود ـ ببين تفاوت ره از كجا تا به كجاست ـ اين بينش بدون مبالغه با هزاران اشكال علمي و اعتقادي مواجه ميگردد. اساساً كرة زمين در همان لحظهاي كه متلاشي ميشود، از بين ميرود و ديگر هرگز شكل مجدد پيدا نميكند.
امير المومنين ـ عليه السّلام ـ ميفرمايد: هو المفني لها بعد وجودها حتّي يصير موجودها كمفقودها: خداوند كرة زمين را فاني ميكند بطوري كه بود و نابودش يكي ميگردد. يعني گويا از اول نبوده است و جالب اين است كه با لفظ «مفقود» بيان فرموده است، ـ نهج البلاغه: خطبة 232، ابن ابي الحديد. و 228 فيض ـ و نيز بحار: ج 57 ص 30 ح 6.
در اديم آن كرة بزرگ فراشها ملكولهاي زندهاي را تشكيل ميدهند كه داراي «حيات نباتي» هستند.[1] و جمع شده به صورت پيكر جديد انساني در ميآيند و پيكر جديد داراي روح گياهي است[2] آنگاه با صور دوم روحها به آنها پيوسته و انسانها حيات مجدّد را در مييابند. به اين ترتيب مشخص شدكه جايگاه محشر روي كره بزرگ آسمان اول (جديد) است.
جالب اين است هنگامي كه انسانها در محشر زنده ميشوند به گذشته خود فكر كرده و در مييابند كه از زمان مرگ تا لحظهاي كه مجدّداً زنده شدهاند، بيش از چند ساعت نگذشته است. زيرا همان گونه كه انسان به هنگام خواب از گذشت زمان اطلاع ندارد، پس از مرگ نيز آن زمان طولاني را كه ميلياردها سال ميباشد، به اندازه يك روز يا بخشي از آن، تصور خواهد كرد.
اين جمله پيام آيه 112 و 113 سوره مومنون است: قال كم لبثتم في الارض عدد سنين: ميگويد چقدر درنگ كرديد در زمين ـ قالوا لبثنا يوماً او بعض يوم: گويند درنگ كرديم (بمقدار) يك روز يا بخشي از يك روز.
توجه: لفظ «في الارض» در اين آيه گواه است كه جايگاه محشر در ارض نخواهد بود. اين ميرساند كه محشر جائي است و ارض جاي ديگر، در محشر از آنها ميپرسند كه پس از مرگ چقدر در ارض منتظر مانديد تا اينك كه در اينجا زنده شدهايد؟ ميگويند يك روز يا بخشي از يك روز در ارض درنگ كردهايم.
و آيات ديگري نيز هستند كه دلالت ميكنند بر اين خصوصيت رابطة روح با زمان، مثل: آيه 52 سورة اسراء: يوم يدعوكم فتستجيبون بحمده و تظنون ان لبثتم الاّ قليلاً: آن روز ندا در ميدهد شما را پس جواب ميدهيد با حمد او و گمان ميكنيد كه درنگ نكردهايد مگر كمي. و نيز آيه 103 و 104 سوره طه: يتخافتون بينهم ان لبثتم الاّ عشراً: آهسته به همديگر ميگويند درنگ نكرديد مگر دو شبانه روز ـ … يقول امثلهم طريقه ان لبثتم الا يوماً: از ميان آنها آنكه وضعيتش نسبتاً خوب است ميگويد درنگ نكرديد مگر يك روز.
توضيح: اين دو آيه در شرح حال «مجرمين» بحث ميكنند. و معلوم ميشود كه گذشت زمان براي روح در برزخ بسته به چگونگي اعمال او است. حداقل آن «بخشي از يك روز» و حد وسط آن «يك روز» و حداكثرش نيز ده شبانه روز است.
و نيز آيه 55 و 56 سوره روم ميفرمايد: و يوم تقوم الساعة يقسم المجرمون ما لبثوا غير ساعة كذلك كانوا يوفكون ـ و قال الذين اوتو العلم و الايمان لقد لبثتم فى كتاب الله الي يوم البعث فهذا يوم البعث و لكنّكم كنتم لا تعلمون: و روزي كه برپا ميشود قيامت سوگند ميخورند مجرمان كه درنگ نكردهاند مگر ساعتي (بخشي از زمان) اين چنين (واضح ميشود برايشان) كه بودهاند (در دنيا) باطل ميگفتهاند.
توضيح: مجرمين توجه نخواهند داشت كه ميلياردها سال درنگ كردهاند، امّا مومنين بوسيله علمي كه دارند خواهند دانست كه اين مدت كم در حقيقت ميلياردها سال بوده است.
و همچنين آيه 45 سوره يونس: و يوم يحشر هم كأن لم يلبثوا الاّساعة من النهار يتعارفون بينهم: آن روز محشور ميكند آنان را گويا درنگ نكردهاند مگر تكّهاي از روز را و همديگر را شناسائي ميكنند.
و همچنين چند آيه ديگر.
يعني در حقيقت زمان طولاني مذكور براي روحها بيش از آن نخواهد بود. تعجب نكنيد، اگر با اندكي توجه و ديد وسيع به عظمت جهان خلقت (كه بيانگر عظمت بينهايت خداوند است) اين گونه مسائل را بررسي كنيم، جاي تعجبي نخواهد داشت. و اين موضوع يك محاسبه زيبايي هم دارد و ميتوان به رقمهاي كلي دست يافت.
يعني ميتوانيم مسأله را قدري ملموستر و تجربيتر ارائه كنيم. اما براي چنين عملي حوصله زياد و نيز عشق و علاقه لازم است تا بتوان بدان پرداخت.
پيشتر گفته شد كه روح ماده نيست ليكن مادي است. رابطة زمان با مادّه بطوري است كه ميان زمان و فشردگي ماده و سرعت حركت آن يك نسبت دقيقي هست. به همان ميزاني كه ماده بسيطتر ميگردد، از درنگ زماني آن كاسته ميشود.
روح نه مادّة فشرده است كه با درنگ زياد زمان مواجه گردد و نه صرفاً انرژي است كه رابطة زمان با او تقريباً به حالت صفر برسد. و در حدي است كه ميلياردها سال برايش بمقدار ده روز يا بخشي از روز، محقق ميگردد.
اگر يك مسافر فضائي با سفينهاي (كه سرعت زيادي داشته باشد) در فضا حركت كند 130 دقيقه با ساعت خويش در فضا گردش كند. آنگاه به زمين برگردد خواهد ديد كه 000/350 سال از عمر زمين گذشته است.
اكنون از مسئله روح صرفنظر كرده و يك محاسبه در مورد همين مسافر كه يك انسان زنده و داراي جسم است، به عمل آوريم.
همان طور كه در مبحث «ستة ايام» بحث گرديد، اگر براي هر كدام از آن روزها شبي را نيز در نظر بگيريم و هر شب از شبهاي ششگانه را با يكي از آنروزها مساوي بدانيم فاصلة زمان ميان دو صور ـ 000/000/225/18 خواهد بود. با سال زمين ما، اينك اگر همين مسافر فضائي به همين مدت از سالهاي زمين در فضا گردش كند، چند ساعت يا چند روز بايد در فضاء بماند.
428/071/52= 000/350÷، 000/000/225/18
571/676928= 13* 428/52071
مجموع دقيقههائي كه او با ساعت خود در فضا درنگ كرده است. 142/11282= 60÷ 571/676928
مجموع روزهائي كه او در فضا گردش كرده است. 08928/ 270= 24÷ 142/ 11282
پس زمان مساوي زمان برزخ نسبت به اين مسافر كمتر از يكسال خواهد بود. و همين زمان براي يك روح كمتر از يك روز ميباشد. مشاهده ميكنيد كه تفاوت ميان يك انسان زنده، با يك روح تنها نسبت ميان 142/ 11282 ساعت، و 24 ساعت است، و يا است.
در اين مبحث به مبحث «زمان» كه در آغاز اين كتاب شرح داده شده رجوع فرمائيد.
--------------------------------------------------------------------------------
[2]. راجع به اينكه پيكرها بصورت گياه از زمين محشر خواهند روئيد، احاديث زيادي داريم. از آن جمله است حديث شماره 1 و 8 به ترتيب صفحه 33 و 39 ج 7 بحار.
تذكر: در اينجا يك نگاه مجدد بر شكل نمادي نقاشي شده كه پيشتر داشتيم، لازم است.


