برزخ
همة ملتهاي روي زمين به چيزي به نام برزخ اعتقاد دارند. اما همانگونه كه در اوايل فصل معاد گفته شده هيچ دين و آئيني مسائل معاد را تبيين نكرده است. همة آنها پيروان خود را به يك معاد (شامل برزخ، محشر، بهشت و دوزخ) تعبّدي دعوت كردهاند. و تنها اسلام است كه برزخ را نيز تشريح و تبيين كرده است.
برزخ را بايد در دو جهت تصوير نمود: برزخ جسمها وبدنها و برزخ روحها.
در اينجا به برزخ جسمها ميپردازيم و برزخ روحها به آينده حواله ميشود.
1ـ انسانهايي كه سالها پيش از اين (يعني از پيدايش انسان تا امروز) مردهاند و پيكرشان به زمين تحويل شده.
2ـ آنان كه از امروز تا فرا رسيدن مرگ خورشيد مرده و تحويل زمين ميشوند.
3ـ آنان كه همزمان با مرگ زمين خواهند مرد.
خود زمين نيز متلاشي شده و ذرات آن در نبأ عظيم، در ميان مواد، مذاب، گاز و انرژي ارض (قبلاً شرح داده شد). پخش خواهد گرديد. پس ذرّات بدنها نيز در آن عالم بسيار بزرگ پراكنده خواهند شد.
مسئله بزرگتر ميشود. كفار مكّه به پيامبر (ص) ميگفتند وقتي كه ما مرديم و ذرات بدنمان در ميان خاكها و درياها پخش گرديد، آيا مجدداً زنده خواهيم شد!؟! در اينجا مشاهده ميكنيم كه ذرات بدنها در عالمي كه از گاز و مذاب است و ميلياردها ضرب در ميلياردها و باز هم ضرب در... بزرگتر از زمين ما است، پخش خواهند شد. اكنون اين موضوع را از بيان قرآن بشنويم:
بسم الله الرحمن الرحيم ـ القارعة ما القارعة: آن در هم كوبنده و چيست آن در هم كوبنده و متلاشي كننده.
و ما ادريك ما القارعة: و كدام بياني ميرساند به تو كه چيست آن قارعه ـ شرح اين سه آيه قبلاً گذشت.
يوم يكون الناس كالفراش المبثوت: آن روز (بدن) انسانها مانند فراش پراكنده ميشوند.
توضيح: فراش در لغت عرب يعني «ذرات سفيدي كه در آب انگور ديده ميشوند». وقتي كه باغداران انگور را بوسيله چرخ ميفشارند و آب آن را در تغاري جمع ميكنند، ذرات سفيدي در آن آب ديده ميشود.
و معاني ديگر فراش عبارت است از: باران به دشت و صحرا، ميبارد، و آب آن در گودالها جمع ميشود، سپس آب ميخشكد، آنگاه در جاي آن روي گل پردهاي صاف و زيبائي هست كه از تهنشين شدن ذرات درون آب بوجود آمده، اين پردهها در اثر تابش آفتاب خشكيده و ترك برميدارند، سپس از گل جدا شده و مانند پوست خشكيدة خربزه لوله ميشوند. اگر گلّهاي از روي آنها عبور كند بصورت ذرههائي در هوا پخش ميشوند. زيرا مساعدترين مواد براي رفتن به هوا هستند.
ميفرمايد: ذرات بدنهاي انسانها مانند فراش در آن عالم بس وسيع مذاب و گاز، پراكند خواهند شد. ما كاري با نظريههاي ديگر در تفسير اين آيه نداريم، و به هر نظريهاي احترام قائليم. ميگويند مراد از اين آيه اين است كه انسانها در انفجار قارعه مانند حشرات پراكنده، به اين طرف و آن طرف خواهند رفت. اولاً بديهي است وقتي كه قارعه ميآيد و همه چيز را متلاشي ميكند. حتي كرات و كوههاي كرات داغون ميگردند. ديگر فرصتي براي اين طرف و آن طرف رفتن نيست. ثانياً مراد از قارعه نبأ عظيم و انفجار همه كهكشانهاست نه پايان عمر زمين چنانكه پيشتر بحث گرديد.
و تكون الجبال كالعهن المنفوش: و ميگردد كوهها مانند پشم رنگين حلاجي شده.
كوه به هر معنائي و در هر كجائي و در هر كرهاي به اين حالت در خواهند آمد. چوپانها بعضي از گوسفندان، خصوصاً بعضي از قوچها را در حد سوگلي دوست دارند، اين قوچها را در بهار با رنگهاي مختلف آرايش ميدهند، از سر قوچ تا انتهاي دمش رنگي ميكشند به عرض 10 سانتيمتر، سپس خطوط ديگري را بطور عمودي از خط مذكور بسوي پائين بدن حيوان تا زير شكم، ميكشند، هر يك از اين خطوط به رنگ مخصوصي است. به هنگام تابستان كه پشمها را ميچينند، پشم چنين گوسفندي را براي مصرف مخصوصي جدا نگه ميدارند. عربها به اين پشم «عهن» ميگويند.
وقتي كه عهن را حلاجي ميكنند تودهاي پشم بصورت تودهاي از ابر كه رنگ ارغواني دارد، حاصل ميگردد. تارهائي از هر رنگ در خلال هم رنگي را بوجود ميآورند كه نه سفيد است و نه سياه. نه سرخ كامل است و نه زرد. بلكه رنگ ارغواني است و «وردة كالدهان» كه نام ديگر آن «گلگون» است.
ذرّات بدنهاي آدميان كه با متلاشي شدن كرة زمين در اين فضاي بيكران پخش و منتشر شده بودند اينك پس از انفجار عظيم بصورت فراش در آن جهان گاز و مذاب و «مهل» كه ارغواني و گلگون رنگ است، منتشر شدهاند و منتظر «صور دوم» و مراحل بعدي تحولات جهان آفرينش هستند. اين ذرّات نه از بين خواهند رفت و نه مفقود خواهند شد. اينها تكامل يافتهترين مواد ارض هستند كه بايد به عالم بالاتر بروند و بدليل كمال تكامليشان نميتوانند در بخش مغز جهان بمانند. شبيه مواد تكامل يافتة مغز هويج كه بايد براي ساختن قشر جديد به كار رود و ديگر نميتواند در قسمت مغز بماند.
عامل اصلي اين كمال و تكامل در «جامعه شناسي شناخت» شرح داده شده و در بخش «انسان شناسي» نيز بطور مشروح بيان خواهد شد. انسان گل سر سبد جهان ارض، است و اين همه چرخشها، فعاليتها، دهشها، دمشها، تعاطي، داد و ستد ميان كهكشانها و منظومهها و در درون اتم، و نيز فعاليت باكتريها، ميكروبها، نباتها، حيوانات و... و... همه براي پديد آوردن اين مواد تكامل يافته، است. در حقيقت نبأ عظيم محصول برداري است از كشتزار بزرگ جهان.
هنگامي كه مواد و انرژيهاي تكامل يافته (اي كه در بخشهاي مختلف كرات متعدد، بودهاند و در طول
000/000/250/18 سال مراحل زيادي از كمال را پشت سر گذاردهاند) براي ساختمان آسمان جديد بالا ميروند، همين ذرات فراش كه تكامل يافتهتر از بقيه مواد جهان هستند، به سوي بالا رفته و به صورت خاصي در خلال مواد و پيكر قشر جديد قرار ميگيرند.
در اينجا برنامه صور اول تمام ميشود.[2] صور اول يا قارعه آمد و كارهاي خويش را به انجام رساند. انفجار عظيم را به وجود آورد، ذرات بدن انسانها را به صورت فراش درآورد، و مواد عالي را براي ساختن قشر جديد بالا فرستاد و عالم ارض را به صورت عالمي گسترده و پر از مواد مذاب و گاز و انرژي درآورد كه طوفانهاي عظيم در آن برپاست تا مجدّداً كهكشانهاي جديدي ساخته شوند.
اينك نوبت به صور دوم ميرسد كه كارهاي زير را بايد انجام دهد:
1ـ كهكشانها و منظومههاي جديدي راه بياندازد.
2ـ ذرّات بدن انسانها را در پيكر آسمان جديد با هم جمع كرده و پيوند دهد.
3ـ زمينه و شرايط محشر را فراهم سازد.
--------------------------------------------------------------------------------


