یکشنبه پانزدهم مهر ۱۳۸۶ - - ابوذر -
افشاي برنامههاي سازمان سيا در تخريب شيعه
برخورد مستقيم و رو در رو با شيعه ضرر زياد و امكان پيروزي كم دارد. لذا بايد پشت پرده كار كرد و به جاي اصل قديم انگليسيها كه «تفرقه بيانداز و حكومت كن»، اصل ديگر «تفرقه بيانداز و نابود كن» را در پيش گرفت. برنامههاي سازمان سيا در تخريب شيعه كه بخشي از آن اجرا، و برخي ديگر در دستور كار اين سازمان است، افشا شد.
متن زير، ترجمه بخشي از مقاله دكتر مايكل برانت، معاون سازمان سيا و عضو فعال بخش شيعهشناسي است و در كتابي با عنوان "A PLAN TO DIVIDE AND DESOLATE THEOLOGY " نيز در امريكا به چاپ رسيده است.
«جهان اسلام از قرنها پيش تحت سلطهي دولتهاي غربي بوده است، گرچه در قرن گذشته اكثر كشورهاي اسلامي مستقل شدهاند، اما فرهنگ غرب بر سياست، تعليم و فرهنگ آنها مسلط بوده است. به ويژه آن كه نظام سياسي و اقتصادي اين كشورها توسط ما كنترل شده و ميشود. اكثر اين كشورها پس از استقلال، توجهي به فرهنگ و تمدن اصيل خود نكردهاند و با همان فرهنگ و نظام وارداتي غرب، جامعهي خود را به پيش بردهاند.
در سال ۱۹۸۰ كه انقلاب اسلامي ايران به وجود آمد و به مخالفت با سياستهاي ما برخاست، ابتدا خيال ميكرديم كه اين حركت نتيجه و انعكاس طبيعي سياستهاي غلط و ناقص و فشار و اختناق شاه ايران بوده است و عناصر مذهبي از اين خستگي و دلزدگي توده مردم دارند بهره ميگيرند و ما ميتوانيم بعد از بركناري شاه ايران، افراد مورد نظر خود را روي كار آوريم و سياستهاي خود را تداوم دهيم.
پس از گذشت دو سه سال اول، با گروگانگيري، حادثه طبس و رشد روزافزون انقلاب و آثار آن در كشورهاي لبنان، عراق، كويت و پاكستان، مقامات بلند پايه سيا بر اين باور شدند كه انقلاب ايران فقط نتيجه و انعكاس طبيعي سياستهاي شاه نبوده است، بلكه عوامل و حقايق ديگري نيز وجود دارد كه محكمترين آنها، يكي جمع بين رهبري سياسي ايران و مرجعيت مذهبي است و ديگري شهادت حسين (عليهالسلام) نوه پيامبر اسلام در ۱۴۰۰ سال گذشته، كه شيعه از قرنها پيش با اقامه عزا و ذكر مصيبت با غم و اندوه آن را زنده نگه داشته است.
آغاز پروژه با چهل ميليون دلار؛
همين دو فاز است كه شيعه را از بقيه جوامع فعالتر و پر جنب و جوشتر ساخته است.
در گردهمايي بزرگ مقامات سيا تصويب شد كه براي مطالعه اسلام شيعي و برنامهريزي و كار روي اين پروژه، شعبه جداگانه و مستقلي تاسيس شده، با يك بودجه چهل ميليون دلاري پروژه آغاز به كار كند..
1- جمعآوري اطلاعات
۲- اهداف كوتاه مدت:
تبليغات عليه شيعه و راهاندازي آشوبهاي بزرگ شيعه و سني و ايجاد اختلاف بين آنها، تا توجه آنها به آمريكا و برنامههايش نباشد.
3-اهداف دراز مدت: در مرحله اول، محققين و كارشناسان به تمام جهان اعزام شدند تا پاياننامه دكتراي خود را حول محورهاي زير به پايان رساندند:
الف:كدام مناطق جهان شيعه هستند و چه قدر؟ حالات و روحيات و آداب معاشرت و عقايد آنها و اختلافهايي كه با هم دارند چيست؟
ب: تضادهاي داخلي شيعيان را چهگونه ميتوان تحريك كرد؟
ج: اختلاف بين شيعه و سني را چهگونه ميتوان دامن زد؟
دكتر مايكل برانت ميگويد: بعد از نظر سنجيهاي اوليه و جمع آوري اطلاعات به مطالب زير دست پيدا كرديم:
مرجعيت شيعه سرچشمه اصلي قدرت شيعه است كه با پافشاري بر اصول و اعتقادات محكم از دين و تفكرات شيعه دفاع ميكنند.
در طول تاريخ گذشته هيچگاه با حاكم غير اسلامي بيعت نكردهاند. با فتواي يك مرجع تقليد وقت (آيت الله شيرازي) انگليس نتوانست وارد ايران شود، در عراق صدام با تمام توان و سعي خود نتوانست مركز علمي شيعه و حوزه نجف را با خود همراه كند و مجبور به بستن آن شد در حالي كه مراكز علمي در جهان هميشه با حاكمان وقت همراهي كردهاند. در قم مركز ايران هم مرجعيت، تخت ظلم ستمشاهي را برچيد و با ابرقدرت آمريكا نبرد كرد. در لبنان نهضت آيتالله صدر ارتشهاي انگليس و فرانسه و اسرائيل را مجبور به فرار از لبنان كرد. بعد از به وجود آمدن اسرائيل، بزرگترين مزاحمت براي ما به شكل و نام حزبالله به وجود آمد؛
از همين قضايا به اين نتيجه رسيديم كه برخورد مستقيم و رو در رو با شيعه ضرر زياد و امكان پيروزي كم دارد. لذا بايد پشت پرده كار كرد و به جاي اصل قديم انگليسيها كه «تفرقه بيانداز و حكومت كن»، اصل ديگر «تفرقه بيانداز و نابود كن» را در پيش گرفت.
مايكل برانت خلاصه اهداف دراز مدت را اين چنين ذكر ميكند:
افرادي را كه با شيعه اختلافنظر دارند، بايد عليه شيعه منظم و مستحكم كرد. شايعه كفر شيعهها را گسترش داد و آنها را با تبليغات منفي از جوامع جدا كرد. بايد مطالب نفرت برانگيز عليه آنها نوشته شود و افراد كمسواد و بيسواد عليه شيعه تقويت شوند. يك جبهه تمام عيار براي مقابله با مرجعيت شيعه ايجاد شود تا به عنوان ستون پنجم، سيماي شيعيان را مسخ كنند.
برنامههاي در دست اقدام:
در همين رابطه دكتر مايكل برانت ميگويد: در مراسم عزاداري كه مردم به ياد واقعه كربلا جمع ميشوند، يك نفر سخنراني ميكند و واقعه كربلا را بيان مينمايد. مستمعان گوش ميدهند و بعد از آن طبقه جوان سينهزني ميكنند. اين سخراني و اين مستمعين براي ما مهمتر هستند. زيرا از همين عزاداريها و مجالس در شيعهها جوش و خروش و انگيزهي بزرگ جنگ با باطل به خاطر حق به وجود ميآيد.
لذا ما از بودجه خود دهها ميليون دلار براي به دست آوردن سخنرانها و مستمعين اختصاص داديم تا در مرحله اول توسط افرادي از خودشان (كه هم پولپرست هستند و هم عقايدشان سست است و هم خواستار كسب شهرت هستند و صاحب نفوذ و مؤثرند) در عزاداريها عرضه كنيم.
اما كارهايي كه بايد انجام داد:
1-به وجود آوردن و يا سرپرستي مداحان (كساني از آنها كه به عقايد شيعه معرفت ندارند)
2-اضافهكردن سنتهاي نادرست و بدعت در عزاداري و ترويج رسمهايي كه با عقايد شيعه منافات دارد.
3- مطرحشدن سيماي عزاداري در جامعه به گونهاي كه شيعه يك گروه جاهل و توهمپرست معرفي شود كه عزاداري آنها از محرم موجب مزاحمت و اذيت مردم ميشود.
4-كمك مالي به افرادي كه بتوانند با نوشتهها و آثار خود، عقايد و مراكز شيعه را هدف قرار دهند، بنيانهاي شيعه را منهدم كنند و اعتقادات شيعيان را ساخته و پرداخته مراجع و علماي شيعه قلمداد كنند. براي تشريح و اجراي اين گونه برنامه ها بايد پولهاي هنگفت خرج شود و مداحان به خوبي تشويق شوند تا شيعه كه مذهبي با منطق قوي است، تبديل به يك مذهب و تفكر درويشي محض شود و از درون پوك و توخالي؛ همين كارها در بين مردم نفرت را بهوجود ميآورد و تفرقه و چند دستگي گسترش مييابد.
5-مطالب تحقيقي عليه مرجعيت جمع شود؛ آن گاه اين مطالب كه توسط نويسندگان پولپرست و به ظاهر بينام نوشته شده، با هزينههاي فراوان چاپ و نشر و توزيع شود و بين مداحان و عوام شيعه، اين مطالب ساختگي پخش شده و با اين حركت تا سال ۲۰۱۰ ميلادي، بحث مرجعيت به عنوان محور شيعه برچيده ميشود. جمعيتي كه تا به امروز مانع اصلي راه دولتمردان بوده است، به دست خود شيعيان نابود شود.
در آخر دكتر مايكل برانت ميگويد: از اين برنامهها بعضي اجرا شده و بعضي ديگر در حال پياده شدن است و مقداري از باقي مانده برنامهها در آينده عمل خواهد شد.
منبع : ايكنا


