شنبه سیزدهم آبان ۱۳۹۱ - - ابوذر -
فیلم Kingdome of Heaven و صلاح الدین ایوبی
در طول تاریخ سه شخصیت اسطوره ای و مشهور برای تفکرکابالیسم مهم و ارزشمند است، کوروش ،صلاح الدین ایوبی و چنگیزخان مغول ...
در فیلم Kingdome of Heaven علی رغم بازپس گیری اورشلیم از صلیبیون و کشتار مسیحیان توسط صلاح الدین، از صلاح الدین چنان چهره ای ترسیم می نماید که انسان را شگفت زده می نماید که براستی چرا؟! آیا هالیوود اینقدر شیفته مسلمانان است که نه تنها ذره ای به تخریب چهره سردار اسلامی نمی پردازد بلکه گاهی تصور می شود که یک نوع جابجایی عجیب اتفاق افتاده است! بیش از آن که در این فیلم چهره سردار اسلامی تخریب شود این کشیش ها و کلیساست که مورد مذمت قرار می گیرد!
اما اشتباه نشود! هالیوود خوب می داند چگونه یک سناریوی خوب بنویسد. تعریف و تمجید از صلاح الدین و تخریب و تضعیف تشیع.
صلاح الدین هزاران شیعه را قتل و عام می نماید اما در چندین جنگ به آزادی صلیبیون حکم می کند وحتی ریچارد شیر دل را آزاد می نماید.
ريچارد اول با لقب شيردل شهر آكرا را تصرف می کند و در اقدامی بيرحمانه 2700 اسير جنگی را قتل عام می نماید. با این حال ريچارد در جنگ اسير صلاحالدين ميِشود و صلاحالدين محترمانه او را آزاد ميكند.
دوشخصیت اصلی سرداران سپاه مسلمانان اولی صلاح الدین و دومی فردی تند رو و خشونت طلب است. جوانی ملبس به لباس مشکی و خواهان جنگ و نزاع و خون ریزی است. او کسی نیست جز یک جوان شیعی باقیمانده از تبار فاطمیون و نماد خلیفه فاطمی العاضید.

برای درک دقیق بازی زیرکانه هالیوود بد نیست گذری داشته باشیم به تاریخ و بازخوانی سرگذشت صلاح الدین ایوبی:
«صلاحالدِّين ايُّوبي شيعيان حَلَب را قتل عام نمود، و علويّون مصر را محبوس كرد، و براي قطع نسل شيعه، مردان را از زنان جدا نمود، و او اوَّلين كسي است كه در مصر روز عاشورا را عيد قرار داد»
قتل و غارت و نَهْب و أسْر از طرفي، جعل و تزوير در احاديث و خلع اُمراء و قضات و حكّام و مفتيان شيعه از طرف دگر از زمان غصب خلافت تا امروز در جهان امري است رائج و دارج.
و اين به واسطة استقلال فكر و منهاج شيعه ميباشد كه هر شخصي به مجرّد حيازت اقتدار و امارت، از خوف قيام و اقدام آنان بر عليه جور و ستم و تشكيل حكومت مستقلّه، آنان را در تحت هرگونه ضغط و فشار و هلاك قرار ميداده است. براي نمونه بهترين شاهد، تسلُّط صلاح الدِّين ايُّوبي است كه چون قدرت را در دست گرفت خليفة فاطمي: العاضِد را خلع كرد، و بر حكومت دويست و هفتاد دو سالة آنان در مصر و آفريقا خاتمه داد.
عاضِد، صلاح الدِّين را وزير خود كرد: و به وي المَلِكُ النَّاصِر (سلطان نصرت كننده) لقب داد.
ابوالفداء در تاريخ خود گويد:
صلاح الدِّين از شرابخواري توبه كرد، و امر عاضِد رو به ضعف نهاد و صلاحالدِّين قاضيان مصري را كه شيعة اسمعيلي بودند عزل كرد و قاضيان شافعي را بگماشت و در سنة 567 خطبه را به نام عاضِد قطع نمود و براي عباسيّين خطبه خواند. و عاضِد در آن هنگام مريض بود و وفات يافت و از قطع نامش در خطبه مطّلع نگرديد.
صلاح الدِّين بر قصر خلافت و جميع محتوياتش استيلا يافت و ارزش آن از حد احصاء بيرون بوده است. مدت حكومت خلفاي فاطميّين دويست و هفتاد و دو سال شد. صلاح الدِّين علويون را زنداني كرد، و براي عدم تناسل، مردان شيعه را از زنان جدا ساخت، و او اوَّلين كس بود كه در مصر روز عاشورا را عيد اعلام كرد.
آية الله شيخ محمد حسين مظفّر در اين باره گويد: مذهب تشيّع بر محيط قاهره خيمه افكنده بود، و ريسمانهاي آن خيمه را به قراء و شهرها كشيده بود تا اينكه صلاح الدِّين يوسف ايُّوبي قوت گرفت و شأن و مقام وي چنان بالا رفت كه العاضِد لدين الله فاطمي او را وزير خود كرد. اما چون در خودش قدرت و غلبه يافت جزاي عاضد را آن قرار داد كه وي را از كار بر كنار زد، و او را از خروج منع كرد، و جميع متملّكات او را از صفايا و نفايس ملوك و اموال مصادره نمود تا به حدِّي كه براي او باقي نگذاشت مگر يك عدد اسب را و پس از آن، آن اسب را هم از وي استلاب نمود.
و سپس شروع كرد در واژگون كردن دولت فاطميّين و دعوت براي الْمُسْتَنْصِر بأمرالله عباسي در بغداد. اتّفاقاً طالع و بخت با منويّات و مقاصد او موافقت كرد. و براي تشييد و تحكيم دولت عبَّاسيُّون بپاخاست در هنگامي كه عاضِد فاطمي در فراش مرض بر زمين بستري بود. عاضِد از اعمال او اطّلاع نيافت تا مرگ او را دريافت.
و چون پايههاي دولت براي ايُّوبي استحكام پيدا كرد در امراء و لشگر تصرّف كرد، و در شهر مصر مدرسهاي براي فقهاء شافعيّه بنيان نمود، و مدرسة ديگري براي فقهاء مالكيّه بساخت. و جميع قضات شيعه را از كار معزول كرد و قضاوت عاليه را به صدرالدِّين عبدالملك بن درباس مارتي شافعي تفويض نمود. و لهذا در تمام اقليم مصر كسي نيابت قضاوت از وي نكرد مگر آنكه شافعي المذهب بود.
(ابن اثير در حوادث سال 566، در ج 11 ص 137 گويد: صلاح الدّين قضات شيعه را عزل كرد و در مصر قاضي شافعي را منصوب نمود و آن قاضي در تمام مصر قضاوت شافعيّه را گذارد، و اين در بيستم شهر جمادي الآخرة بوده است. )
از آن روز به بعد تمامي مردمان بر موجب ميل و ارادة ملك صلاح الدِّين تظاهر كردند.
آري چگونه تصور دارد مذهب اهل البيت مختفي نشود در حالي كه ايُّوبي علمائي را كه موافق با رأي و عقائد او بودند مقدَّم ميداشت، و مدارسي نوبنياد تأسيس مينمود، و شهريّهها و رواتب مخصوص برايشان معيّن ميكرد و عقيدة أشعري را بر مردم تحميل مينمود و مخالفين را گردن ميزد. و از آنچه ايوبي را بر هدم شيعه كمك كرد آن بود كه سلطان نورالدِّين محمود بن عماد الدِّين زنگي تعصّب نمود و مذهب ابوحنيفه را در بلاد شام نشر داد. و پيوسته از آن زمان مذاهبشان تقويت و انتشار يافت و فقهايشان رو به فزوني گذاردند و در مصر و شام كثرت يافتند، و بر همين منوال بود در جميع بلادي كه قدرت و سلطه با آنان بود. و كساني كه مذهبي غير از آنها را اختيار ميكردند مورد عداوت و دشمني و انكارشان واقع ميشدند.
هيچ قاضي بر سر كار منصوب نميشد، و شهادت احدي مورد قبول واقع نميگرديد، و براي خطابه و امامت و تدريس انساني گماشته نميشد مگر آنكه مقلِّد يكي از مذاهب اربعه بايد بوده باشد.
و در طول مدَّت حكومت ايُّوبيُّون و پس از آنان، فقهايشان فتوي ميدادند به وجوب پيروي خصوص اين مذاهب و تحريم غيرشان.
صلاح الدين ايوبي به آنچه دربارة فاطميّين و مذهب اهل البيت مرتكب شد قناعت نكرد، تا كمر براي عداوت خود اهل بيت طاهرين بر ميان بست، و با شيعه و فاطميّين به عكس اعمالي كه ايشان در روز عاشورا بجاي ميآوردند مقابله نمود.
مقريزي در ج 2 ص 385 گويد: دأب و ديدن فاطميّين آن بود كه روز عاشورا را روز اندوه و حزن قرار ميدادند، و بازارها را تعطيل ميكردند، و صفوف و دستههاي عظيمي را كه به سِماط و صفوف غصّه و حزن ناميده ميشد تشكيل ميدادند، و از آن فوائد بسياري به مردم ميرسيد.
امَّا چون دولت بنيفاطمه زائل شد ملوك از بنيايُّوب روز عاشورا را روز سرور اتّخاذ كردند، بر اهل بيتشان و عيالشان توسعه ميدادند، و در خوراكها و غذاها بسط ميدادند، و انواع شيرينيها تهيّه ميكردند، و ظروف جديد براي منزلشان ميخريدند، و بر عادت اهل شام طبق سنَّت حجَّاج در ايَّام عبدالملك بن مروان كه برايشان مقرّر كرده بود، داخل حمّامها ميشدند، به جهت آنكه دماغهاي شيعة علي بن ابيطالب را به خاك بمالند: آنان كه روز عاشورا را كه روز حزن و عزاي حسين بن علي بوده است روز ماتم و گريه اتّخاذ مينمودند چون آن حضرت در آن روز به قتل رسيده است. و ما قدري از بقاياي اعمال بنيايُّوب را كه روز عاشورا را روز سرور و گشايش ميگرفتهاند در زمان خودمان ادراك نمودهايم.
و من نميدانم: اگر أيُّوبيّون دشمنان بنيفاطمه بودهاند پس آيا براي آنها جايز بود كه با خود رسول خدا و اهل بيتش هم دشمني كنند؟! به چه سبب روز مقتل حسين را عيد گرفتهاند در حالي كه آن روز پيغمبر خدا را به گريه درآورد، و به دهها سال پيش از آن در وقتي كه حسين زنده بود به غصه و حزن و ماتم نشانيد؟!
... و اين آثاري را كه ياقوت ذكر كرده است همگي دلالت بر تشيّع اهل حلب دارد. اين مطالب را ياقوت راجع به حلب در سنة 636 نوشته است و پنجاه و هفت سال پس از آن ميباشد كه ايّوبي با صلح وارد آن شده است. و تا آن زمان أعلام و فقهاي از بنيزهره در حلب وجود داشتهاند. و همين طور تشيّع در حلب رفيع البنيان بوده است و آن هزاهز و تندبادهاي عواصف نتوانست آن را خراب نمايد تا آنكه شيخ نوح حنفي فتوي به كفر شيعه و إباحة اموالشان و خونهايشان داد چه توبه بكنند و يا نكنند ( علامه حجّت سيّدعبدالحسين شرف الدين ردّي بر اين فتوي نوشته است و آن عبارت است از كتاب «الفُصول المهمِّة» او. و دوبار طبع شده است اگر آن را بخواني بر علم عميق و اطلاع گستردة او دلالت مييابي و براي تو واضح ميگردد كه ظلم شيخ نوح در فتوايش و در كشتن آن جماعت مساكين از روي ستم و عدوان تا چه حدّ بوده است). سنِّيان به طور دسته جمعي حمله بر شيعيان حلب كردند و چهل هزار تن يا بيشتر را به ديار هلاكت فرستادند و اموالشان را به تاراج بردند و بقيّه را از ديارشان اخراج كردند به سوي نبل و نغاوله و امّ العمد و دلبوز و فوعه و غير آنها از ساير قراء. و لهذا تشيّع در اطراف حلب در اين قريهها و شهرها پنهان گرديد. و در حلب شيعه باقي نماند. و گفته ميشود: بنيزهره امروزه در فوعه ذرّيّهاي دارند وليكن به بنيزهره شهرت ندارند و امروز در حلب مقدار اندكي از شيعيان وجود دارند كه پس از آن فاجعة عظيمه آنجا را مسكن گزيدهاند. و اين يكي از وقايع دردناك و جانگدازي بود كه شيعه به خاطر ولاء اهل البيت و تمسّك به دستاويزهاي مذهبشان مشاهده نمود. و امير ملحم بن اميرحيدر در اثر اين فتوي در سال 1048 به جبل عامل هجوم كرد. حرمتهائي را هتك نمود و محرّماتي را مباح كرد. در روز واقعة قرية انصار، تو ديگر مپرس از خونهائي كه ريخته شد و اموالي كه به غارت رفت و محرّماتي كه هتك شد. وي يكهزار و پانصد نفر را بكشت و يكهزار و چهارصد نفر را اسير كرد و هنوز مراجعت ننموده بودند كه در مستراح بيروت بمرد ( به «الفصول المهمّة» طبع دوم ص 140 و مجلّة عرفان ج 2 ص 286 به گفتار علمة بحّاثه شيخ احمدرضا كه عنوانش «المتأولّة أو الشيعة في جبل عامل» است مراجعه كن). پس به خدا بايد پناه برد از اين جرأت عظيم بر نفوس و أعراض و از اين فتوائي كه آن جماعت را به غرور افكند تا اين فضايع و جرايم را به اين دسته مرتكب شدند. و خداوند خصيم و حاكم ميباشد.]
در تفکر کابالیسم و الیناسیون غربی مهم نیست فردی یهودی یا مسیحی یا بودایی و یا زرتشتی یا صوفی یا سنی یا پیرو مکتب ارسطو و حکمت متعالیه و عرفان های کذایی و ناسیونالیست در قالب مکتب ایرانی باشد. بلکه مهم این است: هر چه می خواهد باشد فقط شیعه نباشد.
در این فیلم از طرف صلاح الدین به صلیبیون در دو درگیری خونین امان داده می شود.
و پیام اصلی فیلم: (در آخرین صحنه فیلم ) صلاح الدین پس از ورود به اورشلیم صلیب طلایی سرنگون را بلند می نماید. و این دقیقا اتفاقی است که با کشتار تشیع و دولت بزرگ فاطمی در واقع اتفاق افتاده است!
آقای مرتضی رضوی نماینده پابرهنه ها و مستضعفین
راستی از ایشان و آن مواضع تند و درد مندش چه خبر...