یکشنبه پنجم آبان ۱۳۹۲ - - ابوذر -
در پی انتشار مقاله ای سخیف و سراسر افترا بر علیه تشیع ولایتی آنهم دقیقا در روز عید سعید غدیر در روز نامه بهار، مطالعه کتاب مکتب در فرایند تهاجمات تاریخی نوشته آیت الله استاد مرتضی رضوی را پیشنهاد میکنم:
دانلود کتاب مکتب در فرایند تهاجمات تاریخی
|
شیعه ولایتی «بيعت» را معطي سمت نمي داند. درباره شخص وليّ، نه به اريستوکراسي اي که در سقيفه تشکّل يافت و نه به ادامه آن، که خلافت بني عباس را بنيان نهاد، باور دارد و نه دربارۀ شخص وليّ، به دمکراسي معتقد است. اگر مردم به شخص وليّ (نه به کارگزاران نظام) راي بدهند يا ندهند، وليّ، وليّ است تنها با اين فرق که اگر مردم راي ندهند در خانهاش مينشيند و به زور از مردم رأي نميخواهد. پس اصل ولايت به بيعت يا رأي مردم منوط نيست، اجراي عملي آن به خواست مردم منوط است... |
اکنون قسمتی از کتاب "مکتب تشیع در فرایند تهاجمات تاریخی" را پیش رو داریم:
شیعه ولايتي و شيعه وصايتي:
يک حديث مشهور و معروف امامت و رفتار مردم با ولايت امام را بيان ميدارد، عدهاي چون معني آن را نميدانند و يک برداشت نادرست از آن دارند، هميشه از کنار آن ميگذرند نه آن را ميتوانند بپذيرند و نه دليلي براي رد آن دارند و هماره نسبت به آن بلا تکليف هستند. عدهاي نيز با همان برداشت نادرست از پيام آن، گاهي ميکوشند آن را مثلا يک نکته ضعف براي تشيع بدانند که آقاي مدرسي نيز از اين قبيل است و چنين القاء ميکند.
حديث اين است: «ارتدّ الناس بعد النبي الاّ ثلثۀ او اربعۀ»:[1] مردم پس از وفات رسول خدا (ص) روي گردان شدند مگر سه يا چهار نفر ـ سلمان، ابوذر، مقداد و عمّار.
گروه اول از طرفي ميبينند که شيعه همۀ آنان را که به ابوبکر بيعت کردند، مسلمان ميدانند، از طرف ديگر پيام اين حديث بر خلاف آن است و چون در زندگي عملي علي (ع) و همان چهار نفر نيز مشاهده ميکنند و ميبينند آنان با همۀ امت يک رفتار مشترک اسلامي داشتهاند حتي برخي از آنان مانند سلمان به عنوان فرماندار مداين با آنان همکاري کرده است. همين طور ازدواجها و امور مشترک در زندگي، از امور کلي تا امور جزئي. در نتيجه نسبت به اين حديث دچار بلا تکليفي ميشوند.
گروه دوم نيز همين برداشت را بهانه کرده به القائات ميپردازند.
بنابراين پيش از ورود به اصل بحث ضرورت دارد معني اين حديث روشن شود: لطفا حديث را با يک کلمه توضيحي دوباره بنگريد: «ارتدّ الناس ]عن الولايه[ الاّ ثلاثۀ او اربعه». يا: «ارتدّ الناس ]عن بيعۀ الغدير[ الاّ ثلاثۀ او اربعۀ». و اين يک واقعيت است که سنيان به ويژه سنيان معتزلي به آن کاملا معتقد هستند و ميبينيد که چيزي به نام ولايت در عقايدشان نيست و از آن روي گردان هستند. اين حديث ربطي به توحيد، نبوت و معاد ندارد.